بهترین وبلاگ اس ام اس در ایران
وای خدایا !
گنجایش این یکیو ندارم دیگههههههه!
3 سال پیش همین موقع ها بود که همین مساله با شدت خیلی خیلی خفیفتری مثه خوره افتاده بود به جونم و حالا دوباره ، دقیقا در زمانی که انتظار چیزی خلافش رو میکشیدم برگشته !
اوووووووووووووووففففففففففففففففف
از فکر کردن خسته شدم
تازه کلی نقشه وو برنامه های خوب خوب داشتم و میخواستم کلی مسیر زندگیمو عوض کنم !
ماهها برای اون تغییر فکر کرده بودم و کلی زحمت کشیده بودم واسش
حالا ، دقیقا حالا که کمی مونده تا برسم بهش ، ... لعنتی!
دوس دارم بشینم زار زار به حال خودم کنم
حس آدمیو دارم که توی یه چاله افتاده بوده و کلی با جون کندن و بدبختی بعد از مدتها تلاش خودشو تا نزدیکیهای لبه ی چاله کشونده و دقیقا وقتی اومده خیز برداره به سمت خارج چاله ، زمین لرزیده و چاله ی زیر پاش شده چاه و با کله افتاده پایین توش
نه . اشتباه نکنین . نه ربطی به درس داره نه داشنگاه نه هیچ کدوم از اینا !
کاملا فردی و درونیه !
احساس میکنم خدا علاقه ی شدیدی به این داره که هر از چندی منو از درون بشکونه و وقتی تیکه های شکسته رو وصله پینه میزنم و دقیقا در لحظه ای که آخرین تیکه رو دارم کامل میکنم ، با یه ضربه ی ظریف همه ی تیکه های وصل شده رو خرد و هر تکه رو به هزاران تکه های کوچک دیگه تبدیل میکنه !
کاش لااقل انقدر جسارت داشتم که صادقانه با صدای بلند اعلام میکردم که چقددددددرررررر از اینهمه نقش آدمای بیتفاوت و بیخیال رو بازی کردن خسته ام !
کاش انقدر جسارت داشتم و میتونستم داد بزنم بگم روح من خیلی بیشتر از جسمم نیاز به مداوا و کمک داره
کاش لااقل با خودم انقدر روراست بودم که وقتی در مقابل همچین مساله ای قرار میگرفتم ، با اعتماد بنفس زانوهامو محکم میکردم و چشامو روی همه چی میبستم و حرف دلمو میزدم
بازم شد کاش
چی میشد این ای کاشها تموم مشدن ؟
.................
پیوست : برای اولین بار دارم حس میکنم چقدر دلم میخواد شایعه ی پایان دنیا واقعی باشه
برچسب:
نویسنده: مریم