بهترین وبلاگ اس ام اس در ایران
enter> 
باور کنید قامت حیدر خمیده است
رنگ از عذار حضرت زهرا پریده است
باور کنید بغض حسن مانده در گلو
خونِ دل حسین به صورت چکیده است

خدایا ...!!
اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میار که زرنگی های حقیر و پستی های
نکبت بار و پلید این شبه آدم ها اندک را متوجه شوم ٫ چه دوست تر می دارم ٫
بزرگواری گول خور باشم تا همچون اینان کوچکواری گول زن !! (دکتر شریعتی)

کنج گلویم قبرستانیست پر از احساس هایی که زنده به گور شده اند به نام بغض !!!

برف می بارد و همه خوش حالند و من غمگین ...
دارد رد پایت را میپوشاند برف !!
آهااااای غریبه : .... از اون دیوار ترک خورده و کوتاه رفاقت فاصله بگیر ٫ بارها روی من ریخته است !! گاهی وقت ها آنقدر از زندگی خسته می شوم که دلم می خواهد قبل از خواب ، ساعت را روی “هیچوقت” کوک کنم … خیلی چیزها هستند که وقتی به دستشان می آوری دیگر برای تو نیست ٫ تویی که در دست آنهایی .... نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که انسان به خاطرش شرافتش را زیر پا بگذارد ..!! تظاهر به خوشبختی دردناک تر از تحمل بدبختی است !!! همیشه یکی پیدا میشه که هلت بده ٬ چه نشسته باشی روی تاب چه نشسته باشی لبه ی پرتگاه .... خدایا .... بفهمان که بی تو چه میشوم ولی نشانم نده ! خدایا .... هم بفهمان و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد . گاهی اوقات دلم می خواهد خرمایی بخورم و برای خود فاتحه ای بفرستم ٫ شادیش ارزانی کسانی که رفتنم را لحظه شماری می کردند !!! درد مرا شمعی می فهمد که برای دیدن یک چیزِ دیگر آتشش میزنند … تو که نباشی با چتر هم که قدم می زنم ٫ گونه هایم خیس می شود ... ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺑﺸﻤﺎﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﻪ ﺳﯿﺐ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺸﻤﺎﺭﺩ … دوست دارم برگردم اون دوران که بابام بیدارم میکرد و میگفت : پاشو ببین چه برفی اومده ... دیگه از < میم > مالکیت استفاده نمی کنم ! شب بخیر قشنگش ... دستانت رو دور گردنم حلقه کن بانو .... این دوست داشتنی ترین شالگردن شب های سرد من است ٫ باور کن ... باز هم بلند شو ٫ ایستادن کسی که زمینش زده اند از کسی که به زور سرپایش نگه داشته اند زیباتر است ... کـسانی را می شناسم که با صدای بلند دعا می خوانند ولی دستشان به ستاره ای نمی رسد ! اما کسانی هستند که بی دعا با خدا دست می دهند … با خودتان که خوب تا نکنید ٫ روزگار شما را تا میکند ٫ میکند توی پاکت و می اندازد توی صندوق پستی ٫ به یک مقصد نا معلوم ... عشق این روزها شباهت زیادی به آدامس داره : اول شیرین ، بعد دوست داشتی ، سپس تکراری و خسته کننده و در آخر دور انداختنی … قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را !!! این باران است که باعث رشد گلها میشود نه رعد و برق ...! از جنگ بد تر هم هست : کسی که چیزی ندارد تا برایش بجنگد ... به سلامتی دیگ که خودشو سیاه میکنه تا مردمو سیر کنه ٫ نه نه اون کسی که مردمو سیاه میکنه تا خودشو سیر کنه !!!! دل من همانند اتوبوس های شهر شده !!!! غصه ها وارد میشوند ٫ فشرده به روی هم و من راننده ام که فریاد میزنم : دیگه سوار نشید !!! جا نیست ... برای آدم برفی چشم نگذار ٫ وگرنه آب که نمیشود ٫ هیچ .... تا یک عمر خیره به رد پاهایت می ماند ... یکی بود لامصب با صد نفر بود ... به پشتکارش تبریک میگم ... تعمیرگاهی باید ساخت از آغوشت برای وقت هاییی که حالم بدجور خراب است ... زندگی به من آموخت هر چیز قیمتی دارد ٫ پنیر مجانی فقط در تله موش دیده میشود ... من زبان برگ ها را میدانم ... مثلا " خش خش " یعنی امان از جدایی ... پیش از جدایی از درخت هیچ برگی خش خش نمیکند . دلم آسمان جمعه است ٫ می گیرد و نمی بارد ...(لعنت به غروب جمعه ) دیگر صاف راه نمیروم ! مهم نیست بگویند : سالم نیستم ، مهم این است تو میدانی غم نبودنت کمرم را خم کرده … دوستای عزیز لطفا نظرات خود را در قسمت نظرات بدهید . (ادامه ی مطلبو از دست تدید .)




















برچسب:
نویسنده: مریم