خرید بک لینک

درباره سایت

اس ام اس کلوب

بهترین وبلاگ اس ام اس در ایران

امکانات وب

خبرÙx86اÙx85Ùx87
-->-->-->-->
Ùx84Ø·Ùx81ا Ûx8cÚ© اÛx8cÙx85Ûx8cÙx84 Ùx85عتبر Ùx88ارد Ú©Ùx86Ûx8cد
Ùx86اÙx85 :
Ùx86اÙx85 کاربردÙx8a :
رÙx85ز عبÙx88ر :
تکرار رÙx85ز عبÙx88ر :
اÙx8aÙx85Ùx8aÙx84 :
بازÙx8aابÙx8a رÙx85ز عبÙx88ر

Ùx86اÙx85 کاربردÙx8a :
رÙx85ز عبÙx88ر :
Ùx86ظرسÙx86جÛx8c
Ø¢Ùx85ار
Ø¢Ùx86Ùx84اÛx8cÙx86 : 2
بازدÛx8cد اÙx85رÙx88ز : 1
بازدÛx8cد دÛx8cرÙx88ز : 1
بازدÛx8cد Ùx85اÙx87 گذشتÙx87 : 19
بازدÛx8cد ساÙx84 گذشتÙx87 : 1
Ú©Ùx84 بازدÛx8cد : 85
هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی می گذشت به او نزدیک شد.
روباه گفت: تو که به این خوبی اذان می گویی، بیا پایین ب هم به جماعت نماز بخوانیم.
خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت خوابیده و به شیری که آنجا خوابیده بود، اشاره کرد.
شیر به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت.
خروس گفت مگر نمی خواستی نماز بخوانیم؟ پس کجا می روی؟
روباه پاسخ داد: می روم تجدید وضو می کنم و برمی گردم!
*********************************************
قاضی دادگاه، آدم شیادی که مال مردم را بالا می کشید محکوم کرد که روی الاغ سوار کنند و در همه جای شهر بگردانند و جار بزنند که او آدم کلاشی است و کسی به او پول ندهد.
در پایان روز صاحب الاغ از او کرایه خواست.
یارو با پوزخند گفت: مرد حسابی! خودت از صبح تا حالا داری فریاد می زنی که من پول مردم را بالا می کشم، حالا با چه امیدی از بنده کرایه الاغت را مطالبه می کنی؟!
*********************************************
شخصی که خیلی ادعای پهلوانی می کرد رفته بود خون بده. وقتی کیسه خون را آوردند که خونش را بگیرند.
به پرستار گفت: آبجی! کیسه چیه؟ لوله بیار که به همه خون برسه.
ولی بعد از اینکه یک کیسه خون داد از حال رفت و 4 تا کیسه خون بهش زدند تا به هوش بیاد.
وقتی به هوش آمد، بدون اینکه به روی خودش بیاره به پرستار گفت: دیگه کسی خون نمیخواد؟!
*********************************************
می گویند یک روز جرج بوش با لباس غواصی به عمق 200 متری اقیانوس رفته بود.
یک کوسه به طرفش آمد و از او پرسید: ببخشید! شما آقای بوش رئیس جمهور آمریکا هستید؟
بوش با تعجب پاسخ داد: آره، ولی تو از کجا مرا شناختی؟
کوسه خندید و گفت: آخه دیدم به جای کپسول اکسیژن، کپسول آتش نشانی به پشتت بسته ای!!
*********************************************
به شخصی گفتند: زود باش زود باش جشن عروسی شروع شده.
گفت: به من چه؟
به او گفتند: عروسی پسر خودت است.
طرف به یارو گفت: پس به تو چه؟!
*********************************************
دو تا آفریقایی با یه نفر سومی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه.
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن.
آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه سومی میزنه زیر خنده آفریقایی میگه: چیه برای چی میخندی؟
سومی گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره سومی میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
سومی باز گفت: همینجوری.
نوبت سومی میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
سومی میگه: این دوتا رو سیاه کن.

برچسب: نویسنده: مریم تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1391 ساعت: 16:24

صفحه بندی

نظر سنجی

<-PollName->
<-PollItems->

خبرنامه

<-MailForm->