بهترین وبلاگ اس ام اس در ایران
نظر فراموش نشه
به نام خدایی که دغدغه از دست دادنش را ندارم ...

روزگاریست همه عرض بدن میخواهند ٬ همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند
دیو هستند ولی مثل پری میپوشند ٫ گرگ هایی که لباس پدری میپوشند
آنچه دیدند به مقیاس نظر میسنجند ٫ عشق ها را همه با دور کمر میسنجند
خب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد ٫ عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد...

گاهی حرفم را برای نان ریزه های حیاطمان میزنم ٫ شاید گنجشکان هضمشان کنند ...
به دنبال ویلچری هستم برای روزگار ٫ ظاهرا پایی برای راه آمدن با من ندارد ...
شعله ی انتظار تا ابد نمیسوزد ...
هیزم ها خیس اند و آتش های دیگر سخت وسوسه انگیز ...
نجار ها هم کورند ... ؟!!
هنوز هم تخت دو نفره میسازند ! نمیبینند همه تنهاییم ... حتی آنهایی که دو نفره
میخوابند !!!
بدهکار مهربونی قلب یه زنم که از بچگی صدام می کرد " پسرم "
چرا میگویند : " ها " علامت جمع است ٫ در حالی که وقتی آنرا با " تن " جمع میکنی
؟؟!!!؟!!

نیستی ببینی بعد رفتنت پشت این عینک آفتابی هوا بدجور بارونیه ...
دیگر از " وفا " میترسم ٫
چند روز پیش سگ گله را با گرگی دیدم ...
پاییز آمد اما باران نیامد ٫ شاید آسمان به معشوقش رسیده است و دیگر دلش
نمیخواهد گریه کند ...

در زندگی اختیار بادها دست ما نیست ٫ ولی اختیار بادبانها دست ماست ...
قشنگیه لیاقت اینه که همه نمیتونن داشته باشن ... !
ما مردمانی هستیم که به راحتی به هم دروغ می گوییم ولی بزرگترین معیارمون
برای دوستی صداقته ...
![]()
ببین پسر .... زندگی من هم تلخ تلخه ...
اگه همه آدامس هاتم بخرم ٫ نه کام من شیرین میشه و نه زندگی تو ...
همیشه با کسی " درد دل " کن که دو چیز داشته باشند : یکی " درد " و دیگری
"دل " . غیر از این باشد میخندند به تو ...
عمری تلف میکنیم برای کسانی که ارزش ثانیه ای را هم ندارند . تنها برخی از آدمها باران را احساس میکنند ! بقیه فقط خیس می شوند ... کاش تلخی زندگی ٫ کمی الکل داشت شاید مستمان میکرد و درد را نمی فهمیدیم ... به خاطر داشته باش هر گاه به قله رسیدی همزمان در کنار دره ای عمیق ایستاده ای !!!!! بامش که نه ٫ اما برفش بیشتر است مرد کارتن خواب کنار خیابان ... سبز .... زرد ... قرمز .... وسوسه شده ام کدام سیب را بخرم !!! میوه فروش پوزخندی زد و گفت : تردید کن ... تمام سیب ها تو زردند !!! نگذاریم هر کسی از راه رسید با ساز دلمون تمرین نوازندگی کنه ... نگران کفش های کهنه ام بودم ٬ یکی را دیدم پا نداشت !!! غم هایی که چشم را خیس نمیکنند ٫ زودتر به استخوان میرسد ... پشت ویترین مغازه ها جنس هایی هست که خیلی گرونن ... یه چیزایی هم میشه پیدا کرد که ارزونه ٫ اما گاهی گوشه ای یه چیزی میذارن که شاید کهنه باشه ٬ شایدم معمولی اما روش نوشته : " فروشی نیست " آدم باید از اون جنس باشه . هرگز به گذشته برنگرد ٫ اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش بر میگشت هیچ وقت یک پرنسس نمیشد .. هر غلطی رو انجام دادن ٫ اسمش پایه بودن نیست ٫ خریته ... عشق مانند باران است ... آنگاه که نیست همه آرزویش را دارند و وقتی هم که میاد همه می گریزند ... همه با شعورند اما بعضیا انسانند ! ! ! ! ! برای قرص هایم لالایی می خوانم تا به خواب روند و فراموش نکنند که خواب آورند نه یاد آور ...


سوال بی جواب !
از مردم دنیا سوال جالبی پرسیده شد و هیچ کس جوابی نداد !
سوال از این قرار بود :
نظر خودتان را راجع به راه حل کمبود غذا در سایر کشورها صادقانه بیان کنید ؟ و جالب اینکه کسی جوابی نداد !!!
چون در آفریقا کسی نمی دانست “غذا” یعنی چه ؟
در آسیا کسی نمی دانست “نظر” یعنی چه ؟
در اروپای شرقی کسی نمی دانست “صادقانه” یعنی چه ؟
در اروپای غربی کسی نمی دانست “کمبود” یعنی چه ؟
و در آمریکا کسی نمی دانست “سایر کشورها” یعنی چه ؟؟؟
نظر فراموش نشود .![]()
ادامه ی مطلبو از دست ندید .![]()
برچسب:
نویسنده: مریم